چرا اعراب بد و ایرانیان خوب؟؟؟؟

اگر مدعیان طرفداری از ایران و وحشی بودن عرب های مسلمان توانستند دلایلی ارائه کنند که مسلمان ها برای تحمیل عقیده و کشورگشایی به ایران حمله کرده اند و در جنگی ظالمانه ایرانیان را کشته و زنان را به کنیزی گرفته اند، ما حرف آنها را پذیرفته و همراه با آنها مسلمان ها را محکوم می کنیم .
تا جایی که ما خبر داریم و عقل و واقعیت حکم می کند، جریان بر عکس بوده است.
وقتی پیامبر مبعوث شد و بعد از صلح حدیبیه در سال ششم  هجرت، سران جهان آن روز از جمله خسرو پرویز ساسانی را به اسلام دعوت کرد تا خودش و ملتش به سعادت دنیا و آخرت نایل آید.
خسرو پرویز مستکبر و مستبد از این که پیامبر نام خود را بالاتر از نام وی نوشته بود، بر آشفت و به حاکم دست نشانده خود در یمن دستور داد فرستادگانی به حجاز گسیل دارد و سر پیامبر را از تن جدا کرده برای وی بفرستند. این اقدام خسرو با توجه به پیشبینی معجزه گونه پیامبر ناکام شد و حاکم یمن و جمع زیادی از یمنیان ایمان آوردند و خسرو هم به دست پسرش کشته شد و در حکومت ایران هرج و مرج و نابسامانی حاصل شد و در زمان عمر مسلمانان عراق گاه و بیگاه مورد هجوم سربازان و مرزبانان ایرانی قرار می گرفتند و اقدامات دفاعی مسلمانان بالاخره به جنگ آنها با ایرانیان منجر شد و سپاه ساسانی که از تعداد و تجهیزات بیشمار و بی حساب و پیشرفته برخوردار بود، با تبختر و تفرعن برای ریشه کن کردن مسلمانان که از نگاه آنها عرب های وحشی سوسمار خور  و خار چشم آنها به حساب می آمدند، هجوم آورد و بعد از مدت ها جنگ و پیروزی و شکست های مقطعی، بالاخره با شکست نهایی مواجه شدند. اگر به علل شکست ایرانیان توجه کنید خواهید دید علت عمده اش نفرت ایرانیان از حکومت ساسانی و از دستگاه دینی زرتشتی پشتیبان حکومت بود و ماباید این حاکمان و ارباب دین را محکوم کنیم نه عرب هایی که برای دفاع از خود و دین خود اقدام می کردند.
در این جنگ ها هم از ایرانیان اسیرانی گرفته شد و هم از اعراب مسلمان ولی بالاخره چون عربها فاتح بودند، به طور طبیعی اسیران بیشتری گرفتند و به حکم مرسوم آن روز و صلاحدید حاکم اسلام، این اسیران به ملکیت مجاهدان درآمدند و برده و کنیز شدند و این نتیجه اقدامات متکبرانه حاکمان ساسانی بود که با دعوت حیاتبخش اسلام سرکوبگرانه برخورد کردند.
اگر آنها با اسلام به طور منطقی و معقول مواجه شده و حق را پذیرفته و باطل را انکار می کردند، به هیچ وجه این جنگ ها پیش نمی آمد و این مصیبت ها رخ نمی نمود. بنا بر این مسبب این بدبختی حاکمان و فرماندهان متکبر و خیره سر ساسانی بودند.
طبیعی است که وقتی کسی مالک فردی یا چیزی شد حق دارد از او بهره برداری کند یا به دیگری  هدیه یا اجاره دهد یا بفروشد.
مهریه ای هم که در ازدواج وجود دارد اصلا ربطی به قیمت و خرید و فروش ندارد به همین جهت لازم نیست حتما مهریه مادی باشد یا مبلغ معینی باشد و مالک شدن آن هم به بهره گیری جنسی منوط نشده است بلکه با عقد زن مالک می شود و مرد آن را به عنوان نشان صداقت خود در ادعای عشق و محبت می دهد. چون ما مسلمان هستیم باید براساس دستور اسلام خطبه عقد به عربی بخوانیم البته اگر فردی عربی نداند می تواند با  رعایت شرائط عقد ان را به هر زبانی که می داند بخواند.

/ 0 نظر / 16 بازدید