چنار عباسعلی

فکر بکری به ذهن شاه رسید، بانوئی گیس سپید از اهل حرم را دستور داد تا به دروغ این خبر منتشر کند که خواب نما شده و به او خبر داده‌اند که در پای چنار کهن سال «گشن شاخ» در محوطه اندرونی امامزاده ای به نام «عباسعلی» مدفون است.
 
این خبر که در حرم پیچید، همه خوشحال از اینکه امامزاده ای در اندرون دارند از شاه خواستند که دور چنار را نرده کشد و علم و کُتل آویز کند.
شاه دستور داد اطراف چنار نرده کشیدند و این گونه شد که آنجا را «چنار عباسعلی» نام گذاشتند، هر که حاجتی داشت و مبتلا به گرفتاری می‌شد رو به امامزادهٔ تازه کشف شده می‌آورد و دخیل می‌بست.
زن‌های شوهر مُرده، کنیزکان کُتک خورده، یتیمان درد کشیده، مقروضان گرفتار شده، راه ماندگان دست خالی مانده، عاشقان به وصال نرسیده، خلاصه هر مصیبت کشیده ای رو به سوی چنار عباسعلی آورد و کم کم پاتوق هر بدبخت و بیچاره و درمانده ای شد!
«ناصرالدین شاه» هر چند این حیله به خرج داد تا گرفتاران اهل حرم برای بست نشینی ناچار به خروج از حرم نشوند اما به مرور این امامزاده صاحب شجره نامه و زیارت‌نامه و برو و بیائی شد تا در پناه این قداست ساختگی، آنچه که مردم از ظلم و بی عدالتی شاه سراغ داشتند را فراموش کنند.
 
علم‌ها و کُتل های برافراشته و پارچه های تکّه تکّه شده و گره خورده بر شاخه های چنار قداست یافته و دیگ‌های آش و پلو نذری در پای چنار و دعاها و وردهای ساخته شده نیز کم کم مردم را مشغول به آنجا کرد، طوری که پناه جستن به «عبدالعظیم حسنی» و قداست راستین او می‌رفت که جای خود را به «چنار امامزاده» ای ساختگی در حرم شاه بدهد!
وه!!... که چه حیله ای است و چه می‌کند و چه قدرتی دارد، این «آئین گرایی مذهبی» آنجا که بدل بسازند برای دور ساختن از «اصل» تا مردم مشغول باشند و مجالی برای فکر نیابند.
قداست‌های ساختگی و بدلی، این گونه‌اند که هم از اصل و نسخهٔ واقعی دور می‌کنند و هم به مانند «ابزار» وسیله ای برای سوء استفاده تا در فرصتی مناسب در پناه سینه های چاک شده و فریادهای به آسمان رسیده و تعصب‌های به جوش آمده، هر چه حقیقت و راستی است به قربانگاه رود!
ایرانیان از آن رو که دین مدارند، همین مسئله متأسفانه زمینه ای است تا گاه عده ای با طرح ادعاهای عجیب و غریب و قداست‌های من در آوردی، سوءاستفاده سیاسی از مردم کنند و وقت مناسب خودش از آن همه شور و فریاد و گریه و دخیل بستن به نفع مرام سیاسی نه چندان روشن خود بهره گیرند!
البته که در این بین قشری گری و سطحی نگری و ساده لوحی برخی متدینان نیز بهترین کمک برای سیاه اندیشانی است که در صدد سوءاستفاده‌اند.
چه بر سر دین می‌آید؟ آن گاه که «قشری گری مذهبی» به یاری حیله گران ریاکاری بیاید که می‌خواهند دین را هم چون ابزاری در اختیار خود گیرند.

چنار عباسعلی به عنوان نمادی از «قداست‌های ساختگی» الآن به پا نیست، امّا بی شک ریشه هائی داخل در جهل و نادانی توده‌ها، همچنان قابل رویش و باقی است.
/ 0 نظر / 16 بازدید